Kategorî:Termên bi çend peyvan bi farisî
Xuyakirin
!Serkategorî » Hemû ziman » Farisî » Lema » Termên bi çend peyvan
Lemayên farisî yên ji çend kelîmeyan pêk tên.
- Kategorî:Biwêj bi farisî: Koma kelîmeyên farisî yên ku li gel hev maneyekê taybet didin, ne maneya her yek ji wan kelîmeyan.
Rûpelên di kategoriya "Termên bi çend peyvan bi farisî" de
Di vê kategoriyê de 2652 rûpel hene. Jêr 200 rûpel tên nîşandan.
rûpela berî vê ↔ rûpela pêşآ
- آب آسیا
- آب انبار
- آب انداختن
- آب بازی کردن
- آب بردن
- آب بلااستفاده
- آب بند
- آب پاشی
- آب پاشی شدن
- آب پاشی کردن
- آب پاشیدن
- آب پز کردن
- آب ترش
- آب تره
- آب تنی
- آب تنی کردن
- آب جوب
- آب چرک
- آب حیات
- آب خنک
- آب خورد
- آب خوردن
- آب خوردن در یک
- آب دادن
- آب داشتن
- آب داغ
- آب دزدک
- آب دماغ
- آب دهان
- آب راکد
- آب رسانی
- آب ریختن
- آب ریز
- آب زدن
- آب زندگانی
- آب زهکشی
- آب زیر کاه
- آب زیرکاه
- آب ساز
- آب سپهر
- آب سرد
- آب سیاه
- آب شدن
- آب شناس
- آب شناسی
- آب شور
- آب شویه
- آب طلا
- آب فروش
- آب کثیف
- آب کردن
- آب کره
- آب کشیدن
- آب گرفتن
- آب گرم
- آب گرم کن
- آب گل آلود
- آب گندیده
- آب مالی شدن
- آب مروارید
- آب منی
- آب میوه
- آب نمک
- آب نوشیدن
- آب و هوا
- آب یخ
- آباد شدن
- آباد کردن
- آبتنی کردن
- آبدوغ خیار
- آبراه باریک
- آبراه سازی
- آبرسانی کردن
- آبرو ریخته
- آبرو ریزی کردن
- آبروی کسی بباد رفتن
- آبستن بودن
- آبستن شدن
- آبستن کردن
- آبشار کوچک
- آبشخور احشام
- آبکی بودن
- آبکی شدن
- آبمیوه گیری
- آبی آسمانی
- آبی بودن
- آبی تاریک
- آبی شدن
- آبیاری شده
- آبیاری کردن
- آبیاری کننده
- آتش بس
- آتش پرستی
- آتش خاکستر
- آتش خاموش کردن
- آتش روشن کردن
- آتش زدن
- آتش زنه
- آتش سوزان
- آتش قدیمی
- آتش گرفتن
- آتش گیر
- آتش نشان
- آتش نشانی
- آخر هفته
- آدم اجتماعی
- آدم بد
- آدم برفی
- آدم بسیارزرنگ
- آدم پرخور
- آدم پوچ
- آدم جنجالی
- آدم خشن
- آدم خواری
- آدم دانا
- آدم دو رو
- آدم دورو
- آدم رذل
- آدم عوضی
- آدم کاری
- آدم لال
- آدم لنگ
- آدم معلول
- آدم ناپاک
- آدم و حوا
- آدیس آبابا
- آذربایجان غربی
- آراسته شدن
- آراسته کردن
- آرام اندازه
- آرام بخش
- آرام بودن
- آرام شدن
- آرام کردن
- آرام کردن اسب
- آرام گرفتن
- آرامش بخشیدن
- آرامش دادن
- آرامش دهنده
- آرایش کردن
- آرایش گردن
- آرایی صفحه
- آرزو کردن
- آزاد شدن
- آزاد شده
- آزاد کردن
- آزاد گذاشتن
- آزادی بیان
- آزار دادن
- آزار دیدن
- آزرده خاطر
- آزرده شده
- آزرده کردن
- آزمایش شدن
- آزمایش کردن
- آژان پرووکاتور
- آژیر هوایی
- آسان بودن
- آسان شدن
- آسان کردن
- آستانه در
- آستر لباس
- آسفالت کردن
- آسمان پرستاره
- آسودگی خاطر
- آسوده بودن
- آسوده شدن
- آسوده کردن
- آسیاب آبی
- آسیاب دستی
- آسیاب شده
- آسیاب کردن
- آسیب رساندن
- آش دوغ
- آشتی دادن
- آشتی کردن
- آشتی کرده
- آشغال دانی
- آشفته بازار
- آشفته حال
- آشفته روز
- آشفته شدن
- آشفته کردن
- آشکار بودن
- آشکار شدن
- آشکار کردن
- آشنا شدن
- آشنا کردن
- آغاز شدن
- آغاز کردن
- آغاز گریه
- آغل گوسفندان
- آفتاب پرست
- آفریقای جنوبی
- آقای بیگ
- آک بند
- آگاه باش
- آگاه بودن
- آگاه دار
- آگاه شدن